شنبه 11 اسفند1386
كودكان دستفروش و امنيت روانى شهروندان
مهدى جابرى
«بمانم يا بروم؟ كمك كنم يا نه؟ راست مى گويد يا دروغ؟ »
اينها بخشى از هجمه سؤالاتى است كه هنگام مواجهه با يك دستفروش خردسال و حتى بزرگسال، وجود احساسى شما را فرامى گيرد.
وقتى كودك هفت هشت ساله اى حاضر است در ازاى دريافت ۱۰۰ تومان، كفش هاى شما را واكس بزند، آيا با رد كردن و راندن او، روسياه نمى شويد؟ يا پس از واكس زدن كفش هايتان از سوى كودك، تصور مى كنيد احساستان را «برق» انداخته ايد؟
هنگامى كه كودك آدامس فروش براى خريد يك آدامس ۵۰ تومانى به دنبال شما مى دود و حتى براى جلب ترحم، به همسرتان نيز التماس مى كند و شما كه به وابسته بودن او به باندهايى با درآمدهاى ميليونى شك داريد، از خريد آدامس امتناع مى ورزيد، عذاب وجدان آنچنان به جانتان مى افتد كه به جاى آدامس ۵۰ تومانى، همه وجودتان را مى جويد وبا ترديد تمام، پول هاى ميليونى را در شكاف كفش هاى پاره كودك جست وجو مى كنيد.
از صبح تا شب، شايد بيش از ۱۰ كودك دستفروش كه ترك تحصيل كرده اند و يا كتاب درسى شان را زير بغل دارند، جلوى شما را مى گيرند. دلتان به حال اولى مى سوزد، دومى را هم رد نمى كنيد، سومى را ولى فقط نگاه مى كنيد، چهارمى را سعى مى كنيد كه نبينيد، نهمى و دهمى نيز سوژه خواب هاى پريشان نيمه شب شما هستند.
دانش آموز ۱۲ ساله اى، بدون كسب اجازه از شما، پشت چراغ قرمز، با دهان خود روى شيشه خودرويتان «ها» مى كند و آن را با دستمال سياه و چركين خود پاك مى كند و شما همان لحظه از راديو مى شنويد «از كمك هاى متفرقه به متكديان ميليونر حتى در قالب دستفروش يا دوره گرد خوددارى كنيد.»
هنوز چراغ سبز نشده است كه پاى خود را روى پدال گاز فشار مى دهيد تا آن كودك، صورت خجالت زده و سرخ شما را پشت چراغ قرمز به تماشا ننشيند.
هنوز چراغ سبز نشده است كه پاى خود را روى پدال گاز فشار مى دهيد تا آن كودك، صورت خجالت زده و سرخ شما را پشت چراغ قرمز به تماشا ننشيند.
شما ترديد داريد. به آن طفل، به جامعه، به آن گوينده راديو و به خودتان.
حقيقت اين است كه امنيت روانى شهروندان، پشت اين چراغ قرمزها (نه از بعد ترافيك) و خط قرمزهاى متضاد به خطر افتاده است.
ماندن يا رفتن، سؤال هميشگى شهروندان پشت چراغ قرمز است. رفتن، عذاب وجدان مى آورد و ماندن، مسئله را حل نمى كند، چرا كه تا هر وقت كه بمانى، بايد دلت بسوزد. هرچند رفتن هم دردی را دوا نمى كند، چراغ قرمز بعدى در راه است.
نوشته شده توسط مهدی جابری در ساعت 10:49 | لینک
|
