یکشنبه 25 فروردین1387
اينجا را براي خودم مي نويسم تا يادم باشم!
تو را به خدا نخوانيد...!
براي خواندن، مطلب زياد است و فرصت، زيادتر!
*ايستادن در بيابان،
و فرياد زدن،
و جوابي نشنيدن،
و به اين كار ادامه دادن،
قدرتي مي خواهد خارج از توان بشر. بشري كه هرچه باشد و هر كه باشد، آخر مي شكند.
... و من شكستم.
نه اينكه چيزي را شكسته باشم! (شكسته شدم.)
شكستم تا ثابت كنم كه انسان شكستني است!
تا ثابت كنم كه در بيابان نمي توان ايستاد
و فرياد زد
و جوابي نشنيد
و به اين كار ادامه داد.
در بيابان بايد به خاك بنشيني
و ساكت باشي
و انتظار پاسخ سكوتت را نداشته باشي
و...
ادامه ندهي!
نوشته شده توسط مهدی جابری در ساعت 18:38 | لینک
|
شنبه 24 فروردین1387
هر ازگاهي لازمه كه يه كم سكوت... و فكر كنيم.![]()
![]()
نوشته شده توسط مهدی جابری در ساعت 14:33 | لینک
|
سه شنبه 6 فروردین1387
...
اندك اندك مي رسد اينك بهار
خوش به حال روزگار...

بهاري باشيد!
زمستان را فراموش نكنيد!...
نوشته شده توسط مهدی جابری در ساعت 18:25 | لینک
|
