ما کتک خورده قالیباف نیستیم!
اگر قاليباف مي زد، او را مي زدم
در برنامه تبليغاتي افتتاح فاز اول بهسازي محوطه برج آزادي اتفاقات ناگواري افتاد كه در مطالب قبلي اين وبلاگ تا حدي به آن اشاره كردم.
اما در اين ميان حرف هاي ناگفته اي دارم كه به مرور زمان خواهم گفت.
البته برخي وبلاگ ها نيز حرف ها و مسائلي را مطرح كرده اند كه در اين ميان و در كنار انتقاد از دولت نهم و يا تخريب آن، تنها خبرنگار بخت برگشته است كه به نوعي مظلوم واقع مي شود.
البته همه چيز از انجا خراب شد كه عده اي با هياهو و جنجال مدعي شدند كه قاليباف خبرنگار ايران را كتك زده است و با عناويني همچون (ضرب و شتم خبرنگار ايران از سوي قاليباف) و (قاليباف در حضور مهدي چمران، خبرنگار ايران را كتك زد) سعي داشتند تا كاسه داغتر از آش شوند و از پيراهن عثمان، شلوار عثمان بسازند!
در اين ميان نكته قابل تامل، سكوت مرموز طيف موافق قاليباف بود. آنها با زيركي، تمام مسايل و نوشته ها و اظهار نظرهاي آنطرفي ها را زيرنظر داشتند و به نظر من آنها بهترين و بيشترين بهره برداري را از اين ماجرا كردند.
سايت ها و وبلاگ هاي شيفته قاليباف كه در افكار واهي و بچه گانه شان، خود را هيات دولت آينده مي پندارند(!) با تمسك به اخبار دروغ منتشر شده در برخي سايت ها مبني بر ضرب و شتم خبرنگار ايران، كل ماجرا را زير سوال بردند و لباس هاي خلبان قاليباف را پيراهن عثمان كردند و نداي مظلوميت قاليباف را سر دادند.
اين افراد با بيان اينكه (قاليباف كسي را كتك نزده) و (خبرنگاران حوزه شهري رسانه ها صحنه اي از ضرب و شتم خبرنگار ايران از سوي قاليباف را نديده اند) مدعي شدند كه اظهارات خبرنگار ايران صحت ندارد.
با اين حال اينجانب تمام ماجراي آن روز را در اين وبلاگ در مطالب قبلي ذكر كرده ام و روزنامه ايران نيز در روز يكشنبه مورخ 14 بهمن ماه صفحه 4 ستون سمت راست به بخشي از ماجرا اشاره كرده است. نه در وبلاگ من و نه در روزنامه ايران هيچ اشاره اي به ضرب و شتم خبرنگار نشده است بلكه رفتار زشت و زننده قاليباف مد نظر است كه به سينه خبرنگار كوبيد و ضبط خبرنگاري او را ربود و با خود برد و هنوز هم آن را پس نداده و توقيف كرده است.
هرچند نياز به تاكيد نيست ولي قاليباف در آن روز مرا كتك نزد. اگر قاليباف كتك مي زد، او را مي زدم.
در جواب برخي سايت هاي كج فهم و حامي قاليباف كه نوشتند: (قاليباف خبرنگار ايران را كشت!) بايد عرض كنم كه اصلا واقعيت اين است كه: (خبرنگار ايران، قاليباف را كشت!) و اين خبرنگار ايران بود كه قاليباف را كتك زد!
يك نكته جالب ديگر اينكه اين سايت هاي كج فهم نوشته اند: روزنامه ایران مدعی شده شهردار تهران هنگامیکه در بازدید از پروژه میدان آزادی با سوال خبرنگار اين روزنامه مواجه شده، این خبرنگار را مقابل چشمان مهدی چمران رییس شورای شهر زیر مشت و لگد گرفته و حسابی کتکش زده و بهش توهین کرده."
همانطور كه بسياري از رسانه ها نوشتند، مهندس چمران رييس شوراي شهر تهران در تمام مراسم آن روز حضور داشت ولي هنگامي كه قاليباف آن حركت را انجام داد، مهندس چمران در آنجا حضور نداشت و اينكه برخي سايت ها نوشتند (قاليباف در حضور چمران خبرنگار ايران را زد) در پاسخ به آنها بايد گفت: قاليباف بود ولي چمران نبود!
علاوه بر اين، همان طور كه در بالا گفتم روزنامه ايران هيچ وقت ادعا نكرد كه خبرنگارش كتك خورده. ما هيچ ادعايي نداريم كه كتك خورده قاليباف هستيم!
حرف هاي ناگفته جالب (و مستند) ديگري نيز دارم كه به مرور خواهم نوشت و خواهم گفت.
ناگفته هایی از توهین شهردار تهران به یک خبرنگار
جملاتي همچون: "يك بار براي هميشه چنان ادبت مي كنم كه بفهمي و خبرنگار هست كه هست! حق ندارد سوال بپرسد. با او برخورد كنيد" از جمله دستورات و افاضات دكتر قاليباف در آن لحظات بود.
به نام او كه به نهان و آشكار آگاه است
اتفاق بدي بود... تاسف برانگيز... و قابل تامل......
.........
.......
.....
...
..
.
اينكه خبرنگاري را به خاطر پرسش يك سوال كه در ذهن او نقش بسته "بي سر و پا" بخوانند و ابزار او (قلم، كاغذ، دوربين و يا ضبطش) را از او بگيرند و "مجلس بر هم زن" بخوانندش، مساله اي است كه به سختي در ذهن مي گنجد، چه رسد به اينكه چنين چيزي را در عمل اجرا كنند.
وبلاگ ها، سايت ها و خبرگزاري ها را خواندم. از اينكه دوستانم و همكارانم سعي در بازتاب اين مساله داشتند تشكر مي كنم. البته نه به خاطر دفاع از من، بلكه به خاطر دفاع از حرمت قلم ، قلم بدست و خبرنگار.
اما از آنجا كه برخي موضوعات مهم در این میان مطرح نشده است لازم مي دانم نكاتي را يادآور شوم.
در زير برج آزادي چه گذشت؟!
ساعت از هفده و سي دقيقه گذشته بود كه مجري مراسم "افتتاح فاز اول بهسازي محوطه برج آزادي" اعلام كرد كه شهردار تهران به علت همزماني سخنراني اش با نماز مغرب از سخنراني منصرف شده است.
شهردار از جا برخاست. خبرنگاران او را در محاصره دوربين ها و قلم هايشان قرار دادند تا شهردار تهران دليل اصلي انصراف از سخنراني خود را فراموش كند.
كاري به سوالات ندارم ولي جواب ها بوي گل و بلبل مي داد. انگار هيچ كس دوست نداشت آن سوال اساسي مطرح شود.
صحبت هاي قاليباف را در حافظه ضبط خبرنگاري خود ثبت مي كردم. هرچه مي گفت به ذهن مي سپاردم تا بنا بر رسالت خود و اينكه براي پوشش خبري اين مراسم از دفتر روزنامه ماموريت گرفته بودم، هرچه مي پرسند و مي پرسم و شهردار پاسخش را مي دهد منعكس كنم.
شهردار نه با حوصله كه با عجله به سوالات پاسخ مي داد.
او و رييس سازمان زيباسازي شهرداري تهران در حالي به تشريح اقدامات و هزينه هاي چندميليارد توماني خود براي عايق كاري، سنگ كاري و نورپردازي محوطه ميدان آزادي مي پرداختند كه آب از سقف مجموعه فرهنگي هنري انقلاب (واقع در قسمت زيرين برج آزادي) بر سر آنها مي چكيد.
تا اينكه نوبت به من رسيد. گفتم آقاي شهردار! آبي كه از سقف موزه مي چكد، دليلش چيست؟
و او گفت: من ديگر به هيچ سوالي پاسخ نمي دهم.
بلافاصله سه چهار نفر مرا احاطه كردند تا شهردار از معركه دور شود.
خودم را با زحمت به او رساندم و پرسيدم آقاي شهردار آيا به نظر شما نفوذ آب براي اين مكان ملي و فرهنگي زيانبار نيست؟
و قاليباف سرعتش را بيشتر كرد!
خودم را به او رساندم و شانه به شانه او حركت مي كردم. منتظر بودم حرف هاي او با اطرافيانش تمام شود. او در حال بگو ـ بخند با اطرافیانش بود و من که چند بار سوالم را تکرار کرده بودم منتظر پاسخ! همان لحظه بود که یک عکاس محترم عکسی گرفت و هرچند از مابقی ماجرا (برخورد قالیباف) نیز عکس گرفت ولی فقط همان عکسی را منتشر کرد و در اختيار رسانه ها قرارداد که جز القای یک تصور دروغ و واهی چیز دیگری ندارد. انگار قالیباف دارد با من می گوید و می خندد و من دارم با او دعوا می کنم!!! البته ديگران نيز عكس گرفتند ولي گويا آن را منتشر نكردند فقط به خاطر اينكه مدركي در دست خبرنگار وجود نداشته باشد. اگر آنها مي دانستند كه ...، شايد عكس هايشان را بايگاني نمي كردند.
سوالم را دوباره تكرار كردم كه : آقاي دكتر! چكيدن آب از سقف موزه را چه موقع اصلاح مي كنيد؟
قالیباف آهسته و در گوش يكي از ملازمان و ياران غارش گفت: دارد حرف بیخود مي زند!!!
بلافاصله گفتم: من حرف بیخود مي زنم؟؟ آقاي دكتر!؟
پس از پافشارى و اصرار من به طرح اين پرسش، شهردار تهران در حركتي ناپسند دست خود را به سينه من كوبيد و ضبط خبرنگارى مرا از دستم گرفت و گفت: اين سوالات چيست كه مي پرسي؟ مگر تو ادب ندارى؟! همانجا كه من مصاحبه مى كردم بايد سؤالت را مى پرسيدى. جواب نمى دهم، يعنى جواب نمى دهم. برو؛ برو!
عکاسان محترم و خبرنگارانی که شرم دارم نام همکار را بر آنها بنهم نیز این رفتار را در حافظه خود و دوربینهایشان ضبط کردند.
سپس محمدباقر قالیباف به همراهان خود گفت: «حرف بيخود مى زند»، «اين را دست به سر كنيد برود»، «زودتر اين بابا را ردش كنيد»!
دور و بر قاليباف پر بود از افراد مختلف كه شايد به ۴۰ ـ ۵۰ نفر مي رسيدند و همان هايي بودند كه در مراسم حضور داشتند و من تصور می کردم اینها افراد معمولی و یا مردمی هستند که به عشق قالیباف و شهردار محبوب تهران در این مراسم حاضر شده اند.
وقتي قالیباف گفت كه اين بابا را ببريد، ناگهان همه خيز برداشتند كه مرا ببرند! تازه فهميدم كه افراد حاضر در مراسم هم سياهي لشكر بودند و آدم هاي خود قاليباف!
۶ ـ ۷ نفر به نمايندگي از بقيه مرا با خودشان بردند تا شهردار از موزه بيرون برود و وارد محوطه شود.
فرياد مي زدم: آقاي قاليباف! من خبرنگار هستم. ضبط مرا بدهيد!
قاليباف فرار كرد. نگاهم به دیگران(!!!!!) بود كه شايد...
ولی نه!! انگار بن های فروشگاه های شهروند!!!! تاثیر خود را گذاشته بود و شهردار هم کاملا مطمئن بود که خطری او را تهدید نمی کند.!!
فرياد زدم: آقاي قاليباف! براي شما متاسفم كه در يك مكان فرهنگي با يك خبرنگار اينطور برخور كردي.
همه از موزه بیرون رفتند. من ماندم و آدم های قالیباف! پس از آنکه مرا روی صندلی پرت کردند گفتند باید معلوم شود این بی سر و پا چه طور وارد اینجا شده است؟!!
به من می گفتند هرچه می خواهی داد بزن! خبرنگارها و همکارانت اینجا نیستند!!! صدایت به جایی نمی رسد.
پس از ۵ دقیقه نحس و سخت از دستشان گریختم و خود را به قالیباف رساندم. گفتم: ضبط خبرنگاری مرا بده!
گفت کدام ضبط؟
گفتم همانی که الان در جیبتان است!
و او دوباره مرا به محافظانش حواله کرد و گریخت!
جملاتي همچون: "يك بار براي هميشه چنان ادبت مي كنم كه بفهمي و خبرنگار هست كه هست! حق ندارد سوال بپرسد. با او برخورد كنيد" از جمله دستورات و افاضات دكتر قاليباف در آن لحظات بود.
«كميسيون ويژه» شهردارى تهران
واگذارى كميسيون با شرايط «ويژه»! نقد و اقساط! بدون ضامن و چك و سفته! همه رقم كميسيون: «ويژه» و «توافقات»! با درآمدعالى! آخرين تماس را با ما بگيريد. با اين شرايط آسان، شما چرا كميسيون نداريد !
«كميسيون ويژه» يكى از همين نوع كميسيون ها است كه به دستور محمدباقر قاليباف شهردار تهران از سال قبل آغاز به فعاليت كرد و پس از گذشت بيش از يك سال، فعاليت آن از سوى شوراى شهر غيرقانونى شناخته و متوقف شد. هرچند هم اكنون نيز «كميسيون توافقات» در شهردارى دقيقاً همان روند فعاليت غير قانونى كميسيون ويژه را ادامه مى دهد. در اين باره با دكتر نسرين سلطان خواه رئيس كميته تحقيق و تفحص شوراى شهر تهران (دوره دوم) و ديگر كارشناسان و دست اندركاران به گفت وگو نشستيم.
«تابستان سال ۸۵ بود كه از طريق ملاقات هاى مردمى متوجه شديم كه شهردار تهران كميسيونى به نام كميسيون ويژه تشكيل داده است كه در آنجا توافقاتى انجام مى دهند و با تعيين نرخ ها و عوارضى خارج از نرخ مصوب و بيشتر از حد معمول، موجب گله و شكايت شهروندان شده اند.
در همان ابتدا درجلسات شوراى شهر تذكراتى شفاهى به شهردار تهران داده شد تامطابق ضوابط قانونى عمل كند ولى به علت كارسازنبودن تذكرات، شورا با تذكر كتبى خواستار جلوگيرى شهردار از ادامه فعاليت كميسيون ويژه شد و از وى درخواست شد تا با حضور در جلسات شورا درباره عملكرد و تصميمات اين كميسيون توضيح دهد.» دكتر نسرين سلطان خواه رئيس كميته تحقيق و تفحص با بيان اين مطلب مى افزايد: «به طور كلى تشكيل كميسيون هاى متفاوت به دستور شهردار مشكل خاصى ندارد و شوراى شهر نيز به نفس وجودى كميسيون ويژه اعتراض نكرد بلكه اعتراض اعضا به تصميماتى بود كه در قالب كميسيون ويژه اتخاذ مى شد و عموماً خلاف قانون بود. شايد در زمان شهرداران ديگر هم كميسيون هايى حتى با همين نام وجود داشته و اين يكى از اختيارات شهرداران است كه البته مسئوليت تشكيل اين گونه كميسيون ها نيز برعهده خود آنها است.» پس از تذكر شوراى شهر، شهردارى اين گونه پاسخ داد كه در اين كميسيون مشكلات لاينحل مردم كه از سال هاى قبل باقى مانده است، بررسى و مرتفع مى شود و در مدت فعاليت اين كميسيون به بيش از ۴۵۰ فقره پرونده رسيدگى شده است. سلطانخواه دراين باره مى گويد: «بعد از پاسخ مبهم شهردارى به آنها اعلام كرديم كه در اين كميسيون خلاف مقررات عمل مى شود و نرخ عوارض ، چندين برابر عوارض مصوب است و به طور كلى بسيارى از اين تخلفات در صلاحيت پيگيرى و رسيدگى شهردارى نيست و شهردارى نبايد شهروندان را به بهانه هاى مختلف جريمه كند.» عضو شوراى دوم شهر تهران مى افزايد: «تذكرات متعدد ما به شهردار مؤثر نيفتاد به طورى كه ما بازهم با شكايت هاى فراوان مردمى مواجه شديم كه مدعى بودند همه مشكلات آنها به كميسيون ويژه ارجاع داده مى شود كه دراين كميسيون نيز شهروندان را با مبالغ گزاف جريمه مى كنند.»
اينجا بودكه طرح تحقيق و تفحص از شهردارى تهران از سوى شوراى شهر تهيه شد و در جلسه مورخ ۱۳ دى سال ۸۵ به تصويب شورا رسيد و مقرر شد كميته تحقيق و تفحص متشكل از دكتر نسرين سلطان خواه، دكتر خسرو دانشجو و حبيب كاشانى به سرپرستى دكتر سلطان خواه، پيگير اين موضوع شوند. دراين كميته همچنين هفت نفر از كارشناسان حوزه نظارت شوراى شهر به كار گرفته شدند و جلساتى را با حضور مسئولان شهردارى برگزار كردند. علاوه براين، شوراى شهر كارشناسان خود را به مناطق مختلف شهردارى فرستاد تا از نزديك به بررسى مسائل بپردازند. مسئول كميته تحقيق و تفحص از شهردارى تهران مى گويد: «كارشناسان ما در مناطق مختلف شهردارى تهران به بيش از ۴۵۰ فقره پرونده و نيز صورتجلسات كميسيون ويژه دست يافتند كه روش كار اين كميسيون به صورتى بود كه در ابتدا ...
ادامه مطلب
|
|
تعجب نكنيد. منظور ما دقيقاً تشت حمام است كه قطره هاى آب از سقف موزه به داخل آن مى چكد.
چندى پيش بود كه يكى از رسانه هاى كشور از قول مسئولان نوشت: «برج ۴۵ مترى آزادى كه در ۳۶ سال گذشته به عنوان نماد ملى كشور و انقلاب شناخته مى شود، با مداخله شهردارى تهران از خطر نابودى نجات يافت.»
در ادامه اين گزارش آمده بود: «پس از صرف ۱۰ ميليارد تومان هزينه براى بازسازى محوطه ميدان آزادى، برج آزادى از خطر تخريب در امان ماند.» اين ادعاى به ظاهر شيرين در حالى مطرح مى شود كه در طول سال هاى گذشته، هيچ هشدارى نسبت به ويرانى برج آزادى داده نشده بود و به جز چند آسيب جزئى و ناچيز ...
يكى از عوامل پيمانكارى پروژه بازسازى محوطه برج آزادى در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين عايق بازسازى خواهد شد يا نه، مى گويد: «به نظر نمى رسد كه شهردارى قصد بازسازى كامل عايق را داشته باشد، چراكه روى آن را سنگ گذاشته و روى سنگ هم خاك ريخته و در آن بذر چمن كاشته است. اين يعنى پايان كار!»
كسانى كه شكل و ظاهر گذشته محوطه ميدان آزادى را ديده بودند به ياد دارند كه سنگ هاى كار شده در محوطه با چه نظم خاصى كنار يكديگر چيده شده بود ولى هم اكنون اگر از اين محوطه بازديد شود، مشخص مى شود كه سنگ ها در يك خط موازى و يا مشخص كار نشده اند و شكلى نازيبا به برخى نقاط محوطه داده اند كه ...
از آنجا كه شهردارى هيچ نقشه اى از تأسيسات محوطه ميدان آزادى در اختيار نداشت، موجب شد كه بسيارى از كابل هاى تلفن قطع و به لوله ها و تأسيسات آب آسيب جدى وارد شود. به طورى كه دو لوله اصلى ورودى آب به مجموعه انقلاب كاملاً قطع شد و حتى مجموعه به خاطر بروز مشكل تا چند روز تعطيل بود.
همچنين يك كابل تلفن از ضلع شرقى...
ادامه مطلب
